شما میتونید با نام کاربری amirtahery و نام کاربری نویسنده newamir با کلمه عبور amir وارد این وبلاگ بشید و هرچی دلتون میخواد بذارید.
راستی هرکی نظر نده اِن شاء الله کچل شه!
البته چرت و پرتم ننویسین.لطفاً. 
برای مطلب نوشتم و آپ کردن نیازی به اجازه گرفتن نیست.
+
نوشته شده در ساعت 0:0  توسط Amir
|
تصویری که در پایین مشاهده می کنید اولین مداری است که بنده بعد از ۲سال تحصیل در رشته برق توانستم در آزمایشگاه به درستی به کار بیاندازم ! مدار مربوط به ساخت گیت های منطقی با استفاده از ترانزیستور است. مثلا با استفاده از مدار من شما می توانید به مدار ورودی (صفر یا یک) را بدهید و از خروجی برعکس آن (یک یا صفر) را تحویل بگیرید !
این است وضعیت دانشگاه ما!!!!!

+
نوشته شده در ساعت 19:53  توسط Amir
|
+
نوشته شده در ساعت 15:0  توسط Amir
|
عزیزم!
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر كم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلكرده باشی، فقط به خاطر این است كه بتوانی خیال كنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است كه همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات كامل داشته باشی، فقط به این خاطر است كه وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است كه خود را در خانه ای به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ كنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است كه فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!
اگر دوست دارم ویلای اختصاصی كنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است كه از عشق بازی كنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم كه نمیشود!
اگر می گویم هرسال برویم یك كشور را ببینیم، فقط به خاطر این است كه سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم كه آیا واقعا "به هركجا كه روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكنی تا جواب سوالاتم را پیدا كنم، پس چه كسی كمكم كند؟!
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است كه به تو ثابت كنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.
+
نوشته شده در ساعت 12:16  توسط Amir
|
سلام ویژه خدمت بر و بکس باحال و داش امیر عزیز
من ارغوانم و واقعا نتونستم جلو خودمو بگیرم
یه مطلب باحال دیدم حیفم اومد نذارمش براتون
که از2khtaruneh.blogfa.com گرفتم
شاید یه کم دیر باشه اما حقیقته
یک هفته بعد از شروع ترم

دو هفته بعد از شروع ترم

قبل از پایان ترم

در طول امتحانات میان ترم

بعد از امتحان میان ترم

قبل از امتحان پایان ترم

اطلاع از برنامه پایان ترم

7روز قبل از پایان ترم

6روز قبل از پایان ترم

5روز قبل از پایان ترم

4 روز قبل از پایان ترم

2 روز قبل از پایان ترم

1 روز قبل از پایان ترم

شب قبل از امتحان

1 ساعت قبل از امتحان

در طول امتحان

هنگام خروج از سالن امتحان
بعد از امتحان



اینم منم:
مخصوصا چون نوزده و نود و دو شده معدلم


من نظر می خواما
+
نوشته شده در ساعت 13:55  توسط NEWAMIR
|
|
· To fall in love. عاشق شدن · To laugh until it hurts your stomach. انقدر بخندید که دلتون درد بگیره · To find mails by the thousands when you return from a vacation. بعد از اینکه از مسافرت برگشتید ببینید هزار تا ایمیل دارید · To go for a vacation to some pretty place. به یه جای خوشگل برید برای مسافرت · To listen to your favorite song in the radio. به آهنگ مورد علاقتون از رادیو گوش بدید · To go to bed and to listen while it rains outside. به رختخواب برید و به صدای بارش بارون گوش بدید · To leave the! shower and find that the towel is warm. از حموم که اومدید بیرون ببینید حو لتون گرمه ! · To clear your last exam. آخرین امتحانتون رو پاس کنید · To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to. یه کسی که معمولا" زیاد نمیبینینش ولی دلتون می خواد ببینید بهتون تلفن کنه · To find money in a pant that you haven't used since last year . توی یه شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردید پول پیدا کنید · To laugh at yourself looking at mirror, making faces. ) برای خودتون تو آینه شکل در بیارید و بهش بخندید · Calls at midnight that last for hours.![]() تلفن نیمه شب داشته باشید که ساعتها هم طول بکشه · To laugh without a reason.. بدون دلیل بخندید · To accidentally hear somebody say something good about you. بطور تصادفی بشنوید که یه نفر داره از شما تعریف می کنه · To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours. از خواب پاشید و ببینید که چند ساعت دیگه هم می تونید بخوابید · To hear a song that makes you remember a special person. آهنگی رو گوش کنید که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره · To be part of a team. عضو یک تیم باشید · To watch the sunset from the hill top. از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنید · To make new friends. دوستای جدید پیدا کنید · To feel butterflies! in the stomach every time that you see that person. وقتی "اونو" میبینید دلتون هری بریزه پایین ! · To pass time with your best friends. لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنید · To see people that you like, feeling happy. کسانی رو که دوستشون دارید رو خوشحال ببینید To use a sweater of the person that you like and find that it still smells of their perfume. پلیورش رو بپوشید و ببینید هنوزم بوی عطرش رو میده See an old friend again and to feel that the things have not changed. یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده To take an evening walk along the beach. عصر که شد کنار ساحل قدم بزنید To have somebody tell you that he/she loves you. یکی رو داشته باشید که بدونید دوستتون داره To laugh .......laugh. .......and laugh ...... remembering stupid things done with stupid friends. یادتون بیاد که دوستای احمقتون چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندید و بخندید و ....... بازم بخندید These are the best moments of life.... اینها بهترین لحظههای زندگی هستند Let us learn to cherish them. قدرشون رو بدونیم "Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed" زندگی یک مشکل نیست که حلش کرد بلکه یه هدیه است که باید ازش لذت برد
|
+
نوشته شده در ساعت 13:42  توسط Amir
|
Once all the scientists die and go to heaven. They decide to play Hide-n-seek.
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند.آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند.
Unfortunately Einstein is the one who has the den. He Is supposed to count up to 100 and then start searching.
متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
Everyone starts hiding except Newton …
همه پنهان شدند الا نیوتون …
Newton just draws a square of 1 meter and stands in it Right in front of Einstein!
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد. دقیقا در مقابل انشتین!
Einstein's counting …97, 98, 99 and 100
انشتین شمرد 97، 98، 99 و 100
He opens his eyes and finds Newton standing in front. Einstein says Newton's out, Newton s out.
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده. انشتین فریاد زد نیوتون بیرون ( سک سک) نیوتون بیرون (سک سک.(
Newton denies and says I am not out.
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
He claims that he is not Newton!
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم!
All the scientists come out to see how he proves that he is not Newton …
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…
Newton says I am standing in a square of area 1 m squared. That makes me Newton per meter squared …
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام… که منو نیتون بر متر مربع میکنه
Since one Newton per Meter squared is one Pascal, I'm Pascal, Therefore Pascal is out!!
از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد، بنابراین من پاسکالم، پس پاسکال باید بیرون بره!! (پاسکال سک سک).
+
نوشته شده در ساعت 0:30  توسط Amir
|
فرض کنیم که انتخابات برگزار شود و ما به یکی از نامزدهای احتمالی رای بدهیم و همان نامزد مورد نظر ما رئیس جمهور شود. دو سال از انتخابات گذشته است. در هر حالت چه می گوئیم؟ به خودمان چه می گوئیم؟ به همسرمان چه می گوئیم؟ به فرزندمان چه می گوئیم؟ به مغازه دار سر کوچه چه می گوئیم؟ به برادرمان که در دبی ساکن است چه می گوئیم؟ به حکومت چه می گوئیم؟
اگر به محمود احمدی نژاد رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: دوباره عجب غلطی کردم!
به همسرمان می گوئیم: عزیزم! می ری بیرون مواظب تانک ها باش!
به فرزندمان می گوئیم: نه پسرم، آمریکایی ها همه شون خوب نیستن!
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: تو همین یه هفته دوبرابر شد؟
به برادرمان که در دبی ساکن است می گوئیم: تو نیا، من می آم.
به حکومت می گوئیم: این دروغ گوها!
اگر به مهدی کروبی رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: وای! مردم از خنده!
به همسرمان می گوئیم: من نمی آم مهمونی، امشب میتی مصاحبه داره.
به فرزندمان می گوئیم: نه پسرم، همه رئیس جمهورها قاطی نیستن.
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: بخدا ما جزو پنجاه هزارتومنی ها نیستیم.
به برادرمان که در دبی ساکن است می گوئیم: تا روزی که تو بیای معلوم نیست چی بشه.
به حکومت می گوئیم: این دیوونه ها!
اگر به سید محمد خاتمی رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: خوبه یه بار عقل کردیم
به همسرمان می گوئیم: قاضی گفته یه ماه دیگه آزاد می شی
به فرزندمان می گوئیم: بابا، درس هاتو بخون تا منم آزاد بشم زود بیام خونه
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: لطفا سه تا روزنامه هم حساب کن!
به برادرمان که در دبی ساکن است می گوئیم: من که نمی آم، تو بیا!
به حکومت می گوئیم: این بی عرضه ها!
اگر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بشود
به خودمان می گوئیم: برم؟ نرم؟ بکنم؟ نکنم؟
به همسرمان می گوئیم: پاشو بریم خونه مامانت اینا منتظرن
به فرزندمان می گوئیم: بیا پسر! تلفن باهات کار داره، فکر کنم مهسا است.
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: تشریف برده بودین لندن؟
به برادرمان که در دبی ساکن است می گوئیم: بیا، ولی خونه تو نفروش
به حکومت می گوئیم؟ این مارمولک ها!
اگر باقر قالیباف رئیس جمهور شود؟
به خودمان می گوئیم: بازهم جای شکرش باقیه
به همسرمان می گوئیم: سر راه از داروخونه یه بطر الکل طبی هم بگیر
به فرزندمان می گوئیم: مگه ما درس خوندیم کجا رو گرفتیم؟
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: بذار تو نایلون مشکی می برم.
به برادرمان که در دبی ساکن است می گوئیم: بیا یه تفریحی بکن، حالت خوب شه.
به حکومت می گوئیم: ای شارلاتان ها!
اگر به علی لاریجانی رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: دیدی خوش خیال؟
به همسرمان می گوئیم: می شه اون تلویزیون رو خفه اش کنی؟!
به فرزندمان می گوئیم: پسرم، من چه می دونم استیذان استشفاء یعنی چی؟
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: یعنی هیچ رقم بستنی ایرانی نداری؟
به برادرمان که در دبی ساکن است می گوئیم: نه بابا، بیخودی نگران نباش، همه اش شعاره.
به حکومت می گوئیم: این حقه بازها!
+
نوشته شده در ساعت 0:51  توسط Amir
|
سلام من اومدم فضولی!!
بعد تو دلم یکی هی داد زد گفت تو هم یه چی بنویس!
خوب می نویسم...
عزیز هم قسم گیسو سفید کردم در نبودنت
و تو هرگز باور نخواهی کرد.....
+
نوشته شده در ساعت 23:58  توسط NEWAMIR
|
I asked god to take away my habit
God said : no it is not for me to take away, but for you to give it up
از خدا خواستم عادت هاي زشت را ترکم بدهد
خدا فرمود : خودت بايد آنها را رها کني
I asked god to make my handicapped child whole
God said : no, body is only temporary
از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد
خدا فرمود : لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است
I asked god to give me happiness
God said : I give you blessings happiness is up to you
گفتم مرا خوشبخت کن
خدا فرمود : نعمت از من، خوشبخت شدن از تو
I asked god to make my spirit grow
God said : no, You must grow on your own but
i will prune you to make you fruitful
از او خواستم روحم را رشد دهد
خدا فرمود : نه تو خودت بايد رشد کني،
من فقط شاخ و برگ اضافي ات را هرس مي کنم تا بارور شوي
I asked god for all things that i might enjoy life
God said : I will give you life, so that you may enjoy all things
از خدا خواستم کاري کند که از زندگي لذت کامل ببرم
خدا فرمود : براي اين کار من به تو زندگي داده ام
I asked god to help me love others as much as he loves me
God said : Ahah, finally you have the ide
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم ديگران را دوست بدارم
خدا فرمود : آها بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد
+
نوشته شده در ساعت 13:41  توسط Amir
|